♥...♪♫...همه هستی من...♪♫...♥

تمام حرفها را قبلا دیگران هزاربار گفته اند اما زندگی هنوز همین است

gMyzZ

خاطراتت را سوزانده ام

دیگر اثری از تو

در دلم نمیبینم

جوابت "نه" است

برو...

خوش باش با همان دلایلی که

روزی به خاطرشان از کنارم رفتی

برنگرد

تمام شده ای برایم...

[ چهارشنبه 21 آبان1393 ] [ 7:11 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

از این کابوس بیزارم...

ازاین رویای طولانی ، ازاین کابوس بیزاریم
ازاین حسی که میدونی ومیدونم به هم داریم
ازاینکه هردو میدونیم نباید فکرهم باشیم
ازاینکه تاکجا میریم اگه یک لحظه تنها شیم
نه میتونم ازاین احساس رهاشم، تاتو تنها شی
نه اون اندازه دل دارم ببینم باکسی باشی
نمیتونم...
دارم میسوزم از وهمه تبی که هردو میگیریم
ازاینکه هردومون باهم لبه یک تیغ راه میریم

برای زندگی باتو ببین من تا کجا میرم
واسه یک روزاین رویا دارم هرروز میمیرم
نه میتونم ازاین احساس رها شم تا تو تنها شی
نه اون اندازه دل دارم ببینم با کسی باشی
نمیتونم….
دارم میسوزم از وهم تبی که هردو میگیریم
ازاینکه هردومون باهم لب یک تیغ راه میریم

 

[ پنجشنبه 8 آبان1393 ] [ 5:59 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

من با تو



بـهــــــار را دوسـت دارم ، وقـتـی کـه"تـو" تـحـویـلـش بـاشـی

تـابـسـتـان را دوسـت دارم ، وقـتـی کـه"تـو" گـرمـابـخـش روزهـای آن بـاشـی

پـایـیـــــز را دوسـت دارم ، وقـتـی کـه قـدم هـای "تـو" در کنـارم صـدای خـش خـش بـرگ هـا را مضـاعـف کـنـد

و زمـسـتـان را دوسـت دارم ، فقط وقـتـی کـه درآغـوش امن و مـردانـه ی "تـو" خیس بـارانـش مـیـشـوم

" مـن بـا تـو عـاشـق تمــــــــــام سـال مـیـشـوم "

[ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ] [ 7:57 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

حسرت خواهی خورد...



روزی حسرت خواهی خورد

روزی که خواهی فهمید

جز من

هیچکس اینگونه مجنون وار

لیلایت نمی شود

یادت بماند

بدترین ها را کسانی دارند که قبلا به بهترین ها راضی نبودند...

[ دوشنبه 10 تیر1392 ] [ 12:42 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

تــف

 

 
داریم جايــــي زندگي مي کنيم که:
 
هرزگـــــی : مـــــــــــد
 
بي ابرويـــي : کــــلاس
 
مستي و دود : تفريـــــح
 
و لاشخوري و گرگ بودن : رمز موفقيته...
 
تـــــــــــف...

 

 

[ یکشنبه 10 دی1391 ] [ 10:12 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

yeah... just you !

دلم برای خودم ، برای تو ، برای همه ی آدم های مثل خودان

زود به زود می گیرد...

دلم برای همه ی آدم های اوایل بهار می گیرد

برای تویی که زاده ی بهمنی حتی

یا تویی که در یک روز خوشرنگ اردیبهشتی به دنیا آمدی

دلم برای همه مان می گیرد

آنقدر که شبیه همیم

به دور از همه ی فصل ها و فاصله ها و سردی و گرمی ِ روزها

که چقدر شبیه هم حرف میزنیم

شبیه هم دلتنگی می کنیم

شبیه هم بغض می کنیم و حرف هامان را می خوریم حتی!

آخ

آخ از اینهمه درک

از اینهمه فهمیدن

از اینهمه دستم به جایی بند نبودن

از اینهمه دوری

از اینهمه حس کردن

از اینهمه نبودن و ندیدن و دستت را نگرفتن

آخ از این دنیا

که رسمش نرساندن است

رسمش بغض دار کردن ِ هر روزه ی آدم هاست

رسمش بی دلیل خانه نشین کردن ِ آدم هاست

رسمش نا مردی است اصلا!

حالا من باید چه کنم

جز باز کردن آغوشم برای تو از راهی دور

که می دانی چقدر دوستت دارم

بیا بغلم و آرام باش



+ اصلا همون موقع که معلم اول ابتداییمون اومد گفت :

دستگاه فتوکپی خرابه برگه از دفترتون بکنید ...

باید قید این سیستم آموزشی رو میزدم و میرفتم خارج!!!


++ صفحه فیلتر به روز شد !!!

خدا خیرتون بده که متنوع کار می کنین

ما هم قول میدیم متنوع فحش بدیم :|

[ جمعه 12 آبان1391 ] [ 10:48 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

جــــانم ... !


صدا میکنم تو را

این جانی که میگویی

جانم را میگیرد

نزن این حرف ها را

دل من جنبه ندارد

موقعی که نیستی

دمار از روزگار من در میاورد ...



کــــــــاش گاهی زنـــــــــدگی

[◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►]

داشت...

[ جمعه 14 مهر1391 ] [ 0:30 AM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

کسی نمیداند ...!

گاهـ ـی دلـ ـم تنـ ـگ تو میـ ـشود

به تمـ ـام دلایلـ ـی کـ ـه تو نیستـ ـی

به اجبـ ـآر ، آرام میگـ ـیرم

چه اجبـ ـار تلخـ ـی...




خدايا

به خاطر تمام چيزهايي كه دادی،

ندادی،

دادی پس گرفتي،

ندادی بعدا دادی،

ندادی بعدا ميخواي بدی،

دادی بعدا ميخوای پس بگيری،

داده بودی و پس گرفته بودی،

اگه بدی پس ميگيری،

پس گرفتي بعدا ميخوای بدی،

اگه ميخواستي بدی و فكر كردم كه دادی ولي ندادی،

شكر





+ کسـی نمی دانــد

این آرامش ظاهــر و این دل نــا آرام

چقــدر خستـه ام می کنــد

+ 29 شهریور ، تولدم مبارک 

[ سه شنبه 28 شهریور1391 ] [ 2:31 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

کاش بودی...


همیشه باید کسی باشد

تا بغض‌هايت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد

باید کسی باشد

که وقتی صدایت لرزید بفهمد

که اگر سکوت کردی، بفهمد

 کسی باشد

که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد

کسی باشد

که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن

بفهمد به توجهش احتياج داري

بفهمد که درد داری

که زندگی درد دارد

که دلگیری

بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است

بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران

برایِ بوسیدنش

برایِ یك آغوشِ گرم تنگ شده است

همیشه باید کسی باشد

همیشه...!

[ جمعه 29 اردیبهشت1391 ] [ 12:39 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]

حرف ربط!

حتی حروف اضافه را 

نه اینکه فکر کنی به حرف ربط بی اعتنایم،

اما،

به هر چه امکان رسیدن به تو را می دهد،

بدبینم.

نمی دانم چرا،

اسم تو

از نشستن بر دفتر من طفره می رود!

حالا بگذار بماند برای فردا،

شب فرصت روشنی برای دیدن نیست!


[ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ 4:3 PM ] [ ღ...پرنســــــا...ღ ] [ ]