تبليغاتX
♥...♪♫...همه هستی من...♪♫...♥
♥...♪♫...همه هستی من...♪♫...♥
تنـهـــايي خيــــلي خوبـــــه امـــا دونفـــــرش...! 
قالب وبلاگ
لینک دوستان


حتی حروف اضافه را 

نه اینکه فکر کنی به حرف ربط بی اعتنایم،

اما،

به هر چه امکان رسیدن به تو را می دهد،

بدبینم.

نمی دانم چرا،

اسم تو

از نشستن بر دفتر من طفره می رود!

حالا بگذار بماند برای فردا،

شب فرصت روشنی برای دیدن نیست!

scraps orkut

[ Fri 27 Apr 2012 ] [ 4:3 PM ] [ ღ...ریحــــــانه...ღ ]

آپلود

هر آنچه هستی باز آ

و من باز آمدم

با کوله باری از گناه

کوله باری سنگین تر از سال قبل .

از معصیت سیر آمدم / بگذر اگر دیر امدم

خدای من ، یک سال گذشت

یک سال فرصت برای زنده بودن

زندگی کردن .

امسال هم با رویی سیاه تر از سال قبل به درگاهت امدم

آمدم تا امشب دوباره اشک ندامت بریزم

آمدم تا بگویم که مهمان نوازتر از تو سراغ ندارم

امدم بگویم که بنده نواز تر از تو نمیشناسم

[ Tue 17 Apr 2012 ] [ 8:41 PM ] [ ღ...ریحــــــانه...ღ ]

چه شب بدی بود

هرچی صبر میکردم بعد به ساعت نگاه میکردم بیشتر از2-3 دقیقه نمیگذشت

هربار به امید اینکه زودتر ساعت بگذره و صبح بشه به ساعت نگاه میکردم . 

ولی دریغ از یکم تند شدن دقیقه ها

خیلی سخت بود - درد داشتم

نمیتونستم نفس بکشم . مردم تا صبح شد

نمیخواستم اینطوری شه 

نباید اینجا بنویسم چون یه رازه . نباید کسی بفهمه چون خیلی بد میشه

اونشب خیلی چیزا رو درک کردم

فهمیدم هیچ کی به اندازه پدر و مادر فرزندشو دوس نداره

ناراحت بودم وقتی بابامو نگاه میکردم

خیلی خجالت میکشیدم - گناه داشت

اون مادر مظلوم و معصومم تا صبح بالای سرم نشسته بود

دلم میسوخت ... عذاب میکشیدم

درد عجیبیه - غیر از درد جسمی ، روحم آزرده بود

بدترین جایی بود ک توی عمرم تجربه کرده بودم . بدترین شب ، بدترین جا ، بدترین دقیقه ها و ثانیه ها

دلم میخواست مخاطب نوشته هام درک کنه حسمو . بدونه چی دارم میگم

اینو ک دارم مینویسم حدودا 20 روز از اون شب گذشته 

امشب باز رفتم اون جایی ک اونشب برام صبح نشد

میخواستم دوباره ببینم . دوباره یادم بیاد که چی شد و چی فهمیدم 

خسته بودم . نا امید از همه چی ... اما همه چی عوض شد

با چند تا اتفاق پشت سرهم ، فهمیدم ک کی هستم و باید چطور رفتار کنم

باید قدر کیو بدونم و شکر گزار کی باشم

باید نذارم کسی بتونه کوچکترین رفتار نادرستی انجام بده

و و و ......................................................................!!!

بعد از اورژآنس رفتم تو بخش 

یه جوری بود . میخواستم فرار کنم ... از اون محیط خسته کننده بیزار شده بودم

اما هیچ راهی نداشت باید صبر میکردم تا برگه ترخیصم بیاد 

کشتن منو تا این کارو کردن 

خیلی تلخ بود اما مفید بود ( البته بعد از این که دنیا نجاتم داد و خواست ک هنوز بمونم )

یه معجزه بود زنده موندنم! حتی سالم بودنم!!

خدا میخواست خیلی چیزا رو بهم بفهمونه

ک آره ......... ببین چه خبره

هیـــــــــــــــــــــــــــــــچ چیزی به اندازه سلامتــــــــــــــــــــــــــــــــــی ارزش نداره

هیچ چیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزی ...

 قدر سلامتیتو بدون و برای مریضا دعا کن

هر از گاهی هم به بیمارستان سر بزن !

خیلی بد دردیه ... چقدر گناه دارن


[ Thu 5 Apr 2012 ] [ 1:40 AM ] [ ღ...ریحــــــانه...ღ ]

    وقتی خالصانه دوستش داری

به حرمت ِاحساس ِخودت

بگذار او هم علاقه ات را بداند ...

وقتی با خودت میگویی : میترسم ... ! 

یعنی هنوز " غرورت" را بیشتر از او دوست می داری 

پس توقع نداشته باش او هم احساست را باور کند ... 

تو هنوز نمیدانی قیمت ابراز عشق بیشتر از حفظ غرور است  

هنوز نمیدانی دوست داشتن و عشق 

حرمت دارد ...

عشق وقتي زيباست 

که از دل تو بر زبانت جاری شود ... 

حتی اگر جواب رد بشنوی 

حتي اگر به نفع تو تمام نشود 

تو به حرمت " احساس ِخودت " 

بگذار بداند ...

شاید او هم سَر کُرنش فرود آورد 

نزد احساس پاک تو ... 

چه میدانی !

شايد او عاشق تر بود ...


+ متنفرم از اونایی ک ادمارو خر فرض میکنن...هه

[ Thu 15 Mar 2012 ] [ 0:48 AM ] [ ღ...ریحــــــانه...ღ ]


دانلود اهنگ جشن تولد مهند (سریال عشق ممنوع- قسمت 153)

سه ورژن این اهنگ رو واسه دانلود گذاشتم اخه همشون قشنگ بودن دلم نیومد نذارمشون

پیشنهاد میکنم دانلود کنید .

فقط میدونم از شنیدن هیچ کدوم از این اهنگها پشیمون نمیشید !

برای دانلود راست کلیک کنید و گزینه save link as... را بزنید.

(لینکها اصلاح شد!)

ورژن اول:

ask seni bulabilirde

ورژن دوم:

ask seni bulabilirde

ورژن سوم:

ask seni bulabilirde


برچسب‌ها: اهنگ جشن تولد مهند, دانلود ask seni bulabilirde, دانلود bu boyle
[ Sat 3 Mar 2012 ] [ 10:29 PM ] [ ღ...ریحــــــانه...ღ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مـن عـاشقـــانه دوستش دارم

و او عـاقـــــلانه طردم مي کند !

منطــــــــق او ...

حتـــــي از حمـــــاقــــت مــــن هـــــم

احمقـــــــانـــه تـــر اســـــت...